تبلیغات
سرگذشت
سرگذشت
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
از این به بعد می خام متن های عاشقانه هم بذارم قابل ذکر است که این مطالب محاطب خاص ندارد در واقع همه شما برای من مخاطب خاص هستین 

خدایا دلی شاد و با عاقبت به خیری  برا همه دوستام آرزو می کنم 
امروز از پیششون دارم میرم 
هی



یاحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 اسفند 1390
و پس از گذاشتن از این مرحله اگه به جواب بله نزدیک شدیم و تقریبا دیگه مطمن بودیم که جوابمان قطعا بله است سعی کنیم به بهانه های مختلفی که ذهنمان به همان راهش رو یاد می ده ارتباط کلامی و پیامی در حد زیاد نداشته باشیم جون اسیب زا است سعی کنیم عفت و احترام مان حفظ بشه 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392
خوب اولش رو گفتم که باید اصل ها رو در نظر بگیریم اگه از این  مرحله بگذریم بریم مرحله ی بعد دیگه مباحثی باید طرح کنیم که در رد جه دوم اهمیت هستند مسایلی که برای ما هنوز مهم اند ولی میتوانیم روی ان ها تامل کنیم اگر جوابی به جز اونکه در نظر داریم بشنویم می توانیم  صبر کنیم بحث کنیم یا شاید هم متقاعد بشیم که نظر طرفمان بهتر است .سعی کنیم از یک مشاور مذهبی هم کمک بگیریم حتما البته مجرب باشه بهتره 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 8 اسفند 1391
سلام خدمت دوستایی که دیگه بهمون سر نمی زنند البته حق دارند ولی خوب به هر حال من دوباره اومدم.

این مدت وقت نکردم بیام وب خودم البته اومدما ولی خوب متنی که دوست داشته باشم تو ذهنم نیومد یا بهتر بگم می خواستم پخته تر از قبل باشه کامل تر با یه سبک دیگه نوشته شده باشه و.....

اومدم این بار با قدرت دوباره شروع کنم 
اولین پستی که می ذارم فقط توصیه هایی که به دوستام می گم وقتی میان پیشمو و از حال و هوای اردواج می پرسند چرا و چگونه و کلی از اینها دیگه


یه جمله :به نظرم راحت گرفتن امر ازدواج به این معنا که فرعها جای اصل رو نگیرن و اصل ها تون فقط در گام اول جلوی نظرتون باشند و همین ,نه هزار تا سوال که خودتون هم ندونین کدوم به دبگری ارجحیت داره , مهمه .غیر از این باشه وقت انرژی و روح شما خسته می شه و واقعا تو این شرایط تصمیم گرفتن خیلی آسون نیست یعنی تصمیم گرفتن چرا ولی تصمیم درست گرفتن نه.....
پس ببینین که چه چیزهایی رو به هیچ وجه حاضر نیستین که باهاشون کنار بیاین و نمی تونین تحمل کنین یا مطمنین روحتون تو این زندگی با شرایطی به جز اون زجر می گشه و فقط باید تحمل کنه ....مثال:راستگویی,دین,عدم اعتیاد,اخلاق نیکوو ,تحصیلات(در این باره بعد بیشتر توضیح میدم





نوع مطلب : سرگذشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 8 اسفند 1391




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 22 آبان 1391
...
خدایا 
شکر
تو که می دونستی بهتر از همه 
خوب دیگه چی بکم/




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 26 مرداد 1391
دارم توی علاقیاتم می گردم ....

please wait...

سنگ مورد علاقه ام در نجفه خیلی دوسش دارم تنها انگشترم در نجفه البته تقصیر عمو ه که انگشترشو خیلی دوست داشتم دست اون دیدم اول کار گفتن چی می خوای سوغاتی کربلا گفتم در نجف همین و همین ....
قبلنا چقدر متواضع بودما

بگذریم 
یه کم از خودم بگم از کم کاریام از ندونستن هام  از اینکه علی بزرگه و من ادعای بزرگی می کنم که دوسش دارم ولی هیچ کاری نکردم هوامو داشته ولی من هر بار پشت گوش انداختم 

نمی دونم 21 ماه رمضون امسال خونه ام احیای تنها خیلی ساله اینطور نبوده ولی امسال می خوام خونه بمونم یه کم حرف بزنم ببینم کجای کار می لنگه که من اینقدر کوتاهی کردم؟؟؟؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 19 مرداد 1391
قربون خدا برم یعنیا ....


مامانی کلی وقت بود مصلحتی کاری نمی کردم که مامان بگه دختر گلم ,ماشالله بگه اسفند دود کنه چون اون موقع رسیدن به اهدافم کمی سخت تر می شد
دیشب ولی بعد مدت ها تحسین مامان رو در کارنامه ام ثبت کردم  نمی دونم دیشب چرا ...صبح هم به هم گفت نمی دونم چرا واقعا دیشب یه جور دیگه بودی ....تر .....تر 

امروز عمو رضا اومده میگه نمی ری مشهد دلم هواشو کردا  با لبخندی گفتم حالا که اول ساله ایشالله قسمت می کنه 
بخدا دلم هواشو کرده 

هر وقت قطع کردم یادم اومد کلی حرفام رو نزدم می دونم میدونی چرا نمی خندم چرا سعی می کنم آروم باشم چرا .........



هدیه من چقدر کوچک بودم برای رسیدن بهت که خدا دوره تربیتی به این مدت برام گذاشته 
گاهی دریغ می کنم ازخودم تا یادم بمونه که هدیه ام با ارزشه باید مواطب باشم هر بار کامل تر برم سراغش وقتی بهتر نشده باشم به خودم این اجازه رو نمی دم که هم نوا باهاش  باشم 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 19 مرداد 1391

حرف های خودمونی

1-         حرف مادر فقط بخاطر اینکه حرف مادر است باید گوش داد باید شنید نباید پشت گوش انداخت مخصوصا اگر مادرت نه بخاطر اخمت بخاطر لبخند نزدنت بخاطر سکوتت  حتی از قانون های نانوشته اش بگذرد.تجربه ثابت کرده که خدا هوایت را خواهد داشت و به تو ثابت می کند که اگر درست همانی شد که دوست داشتیی به خاطر مادر است.

2-         تو ببخش که فقر دنیا حتی رنگ طلایی موهایت را از تو گرفت ,انتخاب حق تو بود ولی حالا شده آرزو ,کاش آخرین قربانی فقر بودی خدا گفته حق تو را در مال ثروتمندان گذاشته ام حالا که او حق تو را نمی دهد نمی دانم به چی باید شکایت کنی؟

3-         لحظه های دوست داشتنی من صبر کنید هدفی بزرگ دارم نمی توانم به حداقل ها راضی باشم این قانون زندگی من است پس برای رسیدن به برتر نه به برترین هم پای من نه محکم تر از من ,عاشق تر از من ,لیلی تر از من صبر کنید

4-         تا امتحان 45 روز مانده مهم این روز هاست که بتوانی مثل خیلی از روزهای زندگی ثابت کنی که تو فقط تنها کسی هستی که به کمک دلت به کمک همه دوست داشتنی ها به کمک خودش می توانی

5-         این روزها لذت می برم که وقتی میگویم توکل ته دلم محکم می شود همه تردیدها پرواز می کنند وباز من می مانم و من فقط رمایندری می ماند که وظیفه این روزهایم شده

6-         ان شا الله جبران می کنم به خاطر صبر سکوت و تمام درس های نانوشته ات سپاسگزارم .من کوتاهی کردم در انجام وظایفم ان شاالله جبران می کنم 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 2 مرداد 1391
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 مرداد 1391

امروز

 

روز قشنگی بود صبح زود رفتیم گلزار شهدا از یه راهی که تا حالا نرفته بودم

دوباره بین شهدای گمنام و قدم های من حرف های من که باسکوت زده میشد

دعای عهدی که به جماعت خونده شد

و راهی که گامهایی با هم آن را طی نمودند

جدایی

خستگی مفرط

تازه بفهمی لحظاتی که گذشت چه بودند و چه کردند

پیام هایی که از جنس دل اند و دل پسند

حالا باید کتاب و تکلیف

ولی دل که نباشد نیست !!

هوس کردم  افتتاحیه راهیان نوری که نبودم ببینم

قصه علی کاظم

قصه رقیه سادات موسوی

از خودم خجالت کشیدم

چقدر بچه ام چقدر کوچک

تا بزرگ شدن به اندازه یه عمر فاصله دارم

از مشکلی حرف می زنم که  مشکل نیست درد نیست

وقتی ادعای توکل می کنی مشکلی نخواهد بود

ولی این توکل است که نباید گوشه اش پاره شده باشد

حالا حالم خیلی تعریفی است

به خاطر همه داشته هام

به خاطر هدیه های خدا

به خاطر تو

به خاطر درس هایی که بارها یادم رفت و یادم آورد 

علی یارت حق پشت و پناهت

یا علی

خدایا ممنونتم

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 21 تیر 1391

 دلنوشت اول:دلم می خواست حكاكی عشقت را بخواند و برایت عشق حكاكی كند ولی چه كنم ...

زمان زودتر از الان است

 

دلنوشت دوم:شاید این لحظه ها باید باشد كه بفهمم دلم چقدر عشق آموخته چقدر دلتنگ است.

پی دل نوشت: خدایا....

و دلنوشته ای تقدیم به عشقم علی (ع):

ضربان قلب زهرا 110 بار یا علیه

عشق حیدر یعنی طلای ناب      تو كویر تشنه چشمه آب

ذكر هر شیعه  بی حساب    حیدر حیدر ابوتراب

می خونم با مستی و شور  كه تو هستی سر مستور

رعد وبرق ذوالفقارت  معنی نور علی نور

دنیای بی حیدر بی هدفه عشق شیعه ایوون نجفه

هر كی با حیدر دشمنی كنه   بدونه با ابالفضل طرفه

                      

اللهم عجل لولیك الفرج

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 9 تیر 1391

اللهم عجل لویک الفرج

 

دیروز یکی از قشنگ ترین بغض های این چندروزه ام رو تجربه کردم

چقدر آقایم غریب است

عصر جمعه بود به همه چیز فکر می کردم به جز اینکه عصر جمعه است !

روز امام زمانه همونی که هر دعایی می کنی اول می ره خدمت ایشون و بعد به آستانه خدا راه پیدا می کنه

همونی که سر هر نماز میگی بر حسب عادت اللهم عجل ولی باور کن حتی معنی اش رو از ذهنت عبور نمی دی

همون آقایی که منتظر آخرین سرباز است

وای بر من ... وای بر ما ...

پرروتر از خودم ندیدم یه چند روزی یه خواسته داشتم از امامم

ولی حتی تو روز خودش هیچی یادی ازش نکردم

چه انتظاریه که داری بعضی چیزها لیاقته بعضی چیزها سعادته بعضی چیزها هم به این ارزونی که فکر می کنی به دست نمیاد

واقعا دلم شکست  گفتم بذار این بار بی توقع بگم

اللهم عجل لویک الفرج

یه اتفاق دوست داشتنی برام افتاد یکی می گه تصادفا یکی می گه زیادی مسایل رو به هم ربط می دی خیلی وقت ها راحت عبور می کنم ولی گاهی دیگه حتی نیازی نیست که تحلیلش کنی فکر بهش بکنی بی بر وبرگرد یه هدیه است

 

از امامی به ماموم نالایقش که پر رو است و پر ادعا

 

اللهم عجل لویک الفرج

پ ن: به کی بگم آخه 

 وقتی یه عزیزات تصادفی از وسط زمین و آسمون منشی دکتر جراحش رو ببینه اونم سر عملش بوده و به عزیزت  بگه حین عمل سختی که داشته نتونستند تارهای صوتی اش رو حفظ کنند و آسیب دیده و ممکنه تا آخر عمر صداش در نیاره ...و عزیزت  با تو در میون بذاره چون فقط دردش رو دیدی تو فقط نفس نداشته اش رو شب اول دیدی تو تنها کسی بودی که صدا لرزش دار تنها بچه اش رو شب عمل شنیدی  تو تنها کسی بودی که ... تو هم در حین بهت زدگی تنها کاری که باید بکنی اینه که با دلیل های علمی ثابت بکنی که قابل جبرانه و بخندی و چشات هم از چشاش بر نداری که فکر نکنه داری توجیه می کنی خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

می دونی اگه عزیزام بفهمند عزیزشون .... خدایا عزیزم این چند روز دیگه حتی اون خنده الکی هم رو لبش ندیدم گریه هام رو می بینی خدا

پ ن: داشتم حرفش رو می زدم بابام سرش پایین بود فکر می کردم این دفعه دیگه بی احساسی مردونه اومده سراغش رفتم بگم اصلا رفتی ببینیش صورتش رو که بالا کرد من سرم رو انداختم پایین 

خدایا نمی تونم ببینم ,غم دنیا رو تو صورت بابا دیدم 

امتحان بزرگیه خدایا ممنونتم تا همین جا هم 

امروز تولد امام حسین هستش دردونه زهرا دردونه علی به هر کی هر چی دوست داره ایشالا داده بشه هر چی صلاحشه ان شالله

پ ن:  علی عشقمه یارمه کارمه دار وندارمه

علی راز تپش های دل بی قرارمه

علی آبمه نونمه خونمه وصله جونمه 

علی ذکر تلاطم راز جنونمه 

یا علی (ع)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 تیر 1391
بس که به دلم این روزها حرف های عجیب غریب تحویل دادم .......
از اون موقع  هاست که دوباره صدای نسیم می خواههد و ترنم باران 
از اون موقع هاست که قهر کرده با خودش قدرتش کم شده 
ضعیف شده  دقیقا حس می کنم که قدرت چشمانم پایین امده دیگر نمی تواند دل را صدا بزند دیگر نمی تواند فریاد بکشد دیگر نمی تواند بغضش را پنهان کند دیگر نمی تواند بغضی را خاموش کند 

و من که دوباره گذاشتم خودش یاد بگیرد بزرگ شود 
یکی نیست به من بگه که این دل است دل 
....
تا حالا که جواب داده امیدوارم قدرتش بازگردد قدرت شاد بودن را خنده هایی که بلد باشند دروغ بگویند که دل را نخوانند
که مادر نفهمد من دارم بزرگ می شوم که مادر نفهمد سکوتم برای بزرگ شدن است 

دل من بیا این بار بامن قهر نکن قول میدم جبران کنم باشه ؟
دل من 
می خواهم دوباره برایت بگویم و بسرایم و بنوازم 
رسم عاشقی را 
یادت رفته که تو فقط من را داری و من را باید دوست داشته باشی بامن قهر کنی تنهایی نابودت می کنه و من نابود خواهم شد به فکر خودت باش به فکر من هم باش


دل من 
درسته خیلی وقته باهات حرف نزدم خیلی وقته بهت سر نزدم خیلی وقته به خاطر خودت اشک نریختم چون خواستم بزرگ بشی توباید یاد بگیری تکیه گاهم باشی 

تو خوب می دونی اشک هام خنده هام معناش  ضعف هام  قدرتم کجاست 
پس صبر کن نشکن بذار بزرگ بشیم 
 
پی نوشت:
ccept the Pain, Future will be Fruitful
درد (سختی) را قبول کنید، آینده پرثمر خواهد بود 
Don't feel the work you are doing is pain, because there will be always a 
reason for that pain or work. 
احساس نکنید کاری که می‌کنید رنج است، زیرا همیشه دلیلی‌ برای آن رنج یا کار هست 
So face the pain, for the pain you face, there will be definitely happiness ahead. 
پس با دردش روبرو شوید، دردی که با آن مواجه میشوید قطعاً خوشبختی‌ را بهدنبال خواهد داشت 
"Don't ask for a lighter load, but pray god for a stronger back 
از خدا بار سبک تر نخواهید، بلکه برای پشت قوی تر دعا کنید! 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 26 خرداد 1391

شعار: یاری کردن امام زمان (عج) در تشکیل حکومت عدل جهانی

امام زمان ,یاری, جهان,عدالت ...

راستشو بگو اولین جمله ای که به ذهنت رسید در مورد این جمله چیه:

-دوباره شعار بابا ول کنین برین تو میدون عمل آخه این شعارها نون و آب می شه !؟

-حرف قشنگیه ها ولی فقط حرفه دیگه برا آخر انشام بد نیست!!

-...

و

هر کدوممون اگه روحیه کمک داشته باشیم یا یهتر بگم خدا دوست داشته باشه که این روحیه رو داشته باشیم چشم بسته به خواسته خودش سر از ناکجا ویرانه ای در میاریم که ...

و ماجرا آغاز می شود و دلت دیگر آرام نیست تا ناکجا ویرانه شود آبادانه

و دیگر دغدغه میشود :کاش می توانستم  

و نتوانی آن ها را هم رنگ سرزمین اسلامی که داری در آن زندگی می کنی ,کنی خودت می شوی هم رنگ آن ها ,ساکن جدید ناکجا ویرانه ها

و این روح تو است که بزرگ می شود ولی با خشمی از آن ها که نمی بینند یا خودشان را زده اند به کوری و یه نفرت از دنیا نه از آدم های بی خیال دنیا آدم هایی که پر ادعا اند ولی میدان رو خالی کرده اند چون میدان ویرانه است و آن ها به جز به آبادانی عادت ندارند

 

حالا از جهان بیایم بیرون و بریم حصه

چه روح های بزرگی دارند که می توانن کارهایی به این بزرگی انجام دهند :لبخند بر لب های کبود یه دختر,حس احترام برای یه پسر بچه با دست دادنی مردانه , پاک کردن اشک هاش وقتی نمی ذاره دست هات رو از دستاش رها کنی فک می کنم احساس امنیت می کنه و  برآورده کردن آرزویی شاید ,  

ولی حصه ها زیادند مثل حصه تو این سرزمین تو این دنیا

-حصه رو من آباد کنم بقیه اش رو چی؟ یعنی من هیچ مسیولیتی در قبال اون ها ندارم 

اصلا می تونم این کار رو بکنم؟

موقع عدالت که میشه دیگه مرزی نمی مونه مرزها برا رو نقشه اند نه رو دل های دوست داشتنی یارهایی امام زمان

هر کی یه گو شه کار رو بگیره ....

بیاین آباد کنیم فقط حصه و مثل حصه رو نه, دل های غبار گرفته ادم های این دنیا رو می گم 

یه فرهنگ یه از نوسازی یه تغییر تفکر 

شاید اگه بتونیم به مردم یاد آوری کنیم که

ادعامون اینه که مولامون علی است ...

و فقط همین

شاید اگه بتونیم به مردم یاداور کنیم که

هرگاه همسایه تو سری گرسنه بر زمین بگذارد و تو سیر باشی مسلمان نیستی و ادعای مسلمانیمان به فلک می رود

مثل حصه ها می شدند صفحه یه دفتر خاطره و دیگه آثاری از بی عدالتی نبود

کاش...

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 17 خرداد 1391
undefined








تو حال و هوای خودم بودم

دستم رو محکم تو دستش گرفت .

-حاله هیا...

نفهمیدم چی میگه یه لحظه مات شده بودم .دوستش گفت میگه خالا بیا بریم تو خاله من باش

می خواست که باهاش برم  من هم قبول کردم می خواست بریم که خونه شون رو نشونم بده

هر قدمی که بر میداشتم بیشتر بغض گلوم رو میفشرد ولی باید شاد می بودم باید شعر می خوندم

 

-تو یادم بده بلد نیستم آخه

-ببین اولش اینه ای ایران ای مرز پرگهر خاکت سرچشمه هنر این تیکه رو بگو بقیه اش رو بعدا برات می گم!!دوستش گفت

سعی کردم با دوست جدیدم کار کنم این بیت رو ,سخت بود براش ولی همه تلاششو می کرد دوستاشم کمکش می کردند که یاد بگیره

رسیدیم به یه زمین کشاورزی  مواظبم بودند که نخورم زمین لباسهایی که رو تنشون زار میزد .معصومیت چهره هاشون پشت گرد و خاک روزگار دیدنی تر شده بود !

زبری دستهاش اول اذیتم می کردم ولی الان نمی خوام که از دستهام دستهاش رو برداره

-بدویم ؟

-نیفتنین خاله

- نه بابا ما خودمون این کاره ایم !

-هر کی زودتر رسید

- باشه

- خاله بدو

هنوز شعر رو همخوانی می کردیم :ای ایران هان چی بود بعدش

-خنده شون گرفته بود که من بلد نمی شم!!!

-ببین ای ایران ای مرز پرگهر این تیکه اشو بگو بقیه اشو بعد یادت می دم(تو دلم داشتم می خندیدم..)

رسیدیم به چند تا خرابه 

اینجا اعتیاد بیداد می کرد از بچه ای که دستاش هنوز  تو دستای من بود و تا پدری مادری که تا الان اگه بر اثر مواد نمرده بودند یا زندان نبودند

نرفتیم تو خرابه پاهام دیگه توان نداشت دلم پر بود

مسیول هیچ چیز هم نبودیم مسیول بهداشت و سلامت اونها ما بودیم ماهایی که ادعای عضوبودن در جمعیت دانشگاه علوم پزشکی رو داریم .تاکجا کم کاری ...تا کجا چشمهامان رو ببندیم و بی خبر از درد این بچه ها .......

باید برمی گشتیم

-خاله تو رو خدا برگردی ها هفته بعد بیا یه چی یاد ما بدی آخه مدرسه مون رو بستند دیگه مدرسه هم نداریم

می خواسم یه بار دیگه ام بگه حتی نمی تونم الانم باور کنم یه دختر 7 ساله که موهاش رو از کمی بهداشت تراشیده  و شاید معتاد به گیاه ناس در زیر خط فقر بدون حتی یه سرپناه این خواسته اش باشه

-نمی تونسم دروغ بگم ولی دیگه شاید دیگه حصه برنمی گشتم یه جوری جواب رو پیچوندم ولی ول نمی کرد حتی وقتی بوسم کرد و دست هام رو برا آخرین بار فشارداد برای خداحافظی دوباره خواست که بیام پیشش

الان مدتیه از اون روز گذشته ولی هنوز حصه برا من .......

تنهاکاری که تونستم بکنم این بود که دوستام رو ترغیب کنم به تلاش بیشتر برا شناخته شدن حصه

خدا رو شکر بچه های علوم پزشکی با همکاری جمعیت امام علی تو حصه 3 روز برنامه غربالگری و درمان دارند

ولی الان هم دارم میگم این باید یه کار مستمر باشه باشه مثل خیلی کارهای دیگه بی برنامه ریزی و استمرار فایده ای نخواهد داشت بچه ها وظیفه مونه نه چیزی فراتر از اون 

امیدوارم همه اون احساس هایی که برام گفتین بعد رفتنتون به حصه بمونه

مطمن باشین حصه و مثل حصه کنارمون زیادند وبا کم کاری های ما و خیلی های دیگه که خودشون رو به خواب زدند شکل گرفتند جبران کنیم ان شاالله

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 5 خرداد 1391


( کل صفحات : 10 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی